پروفایل
شرح وبلاگ
یکی بود یکی نبود.یه سما بود که خیلی تنها بود مامانش هم راضی.... نمی شد تا این که مامان بزرگش اینا که میخواستن برن کربلا سما یواشکی به مامانش گفت از امام حسین بخواه برای من یه آبجب یا دادش بیاره و بعد ها این آرزو برآورده شد ومامان سما نی نی دار شد و تو آبان یه دادش به دنیا میاد
نویسنده
آمار
تعداد مطالب :
0
تاریخ عضویت : 23 اسفند 92
تاریخ عضویت : 23 اسفند 92

